به تو سلام می کنم کنار تو می نشینمو در خلوت تو شهر بزرگ من بنا می شوداگر فریاد مرغ و سایهی علفمدر خلوت تو این حقیقت را باز می یابمخسته، خسته، از راهکوره های تردید می آیمچون آینه یی از تو لبریزمهیچ چیز مرا تسکین نمی دهدنه ساقهی بازوهایتنه چشمه های تنتبی تو خاموشم ، شهری در شبمتو طلوع می کنیمن گرمایت را از دور می چشمو شهر من بیدار می شودبا غلغله ها، تردیدها، تلاشهاو غلغله های مردد تلا به تماشای من بیا...ما را در سایت به تماشای من بیا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75
ما در عتاب تو می شکوفیم
در شتابت
ما در کتاب تو می شکوفیم
در دفاع از لبخند تو
که یقین است و باور است.
دریا به جرعه یی که تو از چاه خورده ای حسادت می کند.
ما را در سایت به تماشای من بیا دنبال میکنید
برچسب: شکوفیم, نویسنده: بازدید: 73
ما را در سایت به تماشای من بیا دنبال میکنید
برچسب: مفهومی, نویسنده: بازدید: 74
"احمد شاملو ، از مجموعه: آیدا در آینه"
ما را در سایت به تماشای من بیا دنبال میکنید
برچسب: زیباترین, نویسنده: بازدید: 118